
she carries the heavy burden up on the mountains and she faces every obstacle with forbearance avalanches fall along the way wiping out impurities destined to walk this path and when the cold nights come she fights till the dawn ? can she make it to the top...
ادامه مطلب
مدیر عامل ام تبدیل شده به یکی از ادم های دوست داشتنی زندگیم. یه اقای تقریبا ۴۰ ساله که با اینکه خودش پولداره اما از ادمهای پولدار و اجتماعشون فراریه، معمولا یه سری لباس ساده و تکراری میپوشه و همه جای شهر با دوچرخه رفت و امد میکنه. خوش فکر و دغدغه مند و به شدت اهل مطالعه که از سیاست و فلسفه گرفته تا حتی راجع به کوهنوردی هم اطلاعات داره با اینکه کوهنورد نیست. سه ماه پیش که باهام مصاحبه کرد اولش حس خوبی ازش نگرفته بودم. شاید چون با مدیر عامل قبلیم خیلی فرق داشت و انگار ذهنیتم اینجوری شکل گرفته بود که مدیر عامل باید یه ادم اتوکشیده و سرسنگین با ادبیات رسمی باشه و به یه ادمی که انقدر خودشه و خودش رو تو هیچ غالب اجتماعی قرار نمیده عادت نداشتم. مدیر شعب مون بعدا که استخدام شدم بهم گفت ما اینجا خیلی...
ادامه مطلب
. نبرد بود تو رو دیدم انقدر قدرتمند بودی که هیچ موجودی نمیتونست باهات مقابله کنه میدرخشیدی و در چهره ات کوچک ترین اثری از ترس نبود... ....
ادامه مطلب
.I'm getting polluted take me out of heretake me from this realmthis world of lies and darknessdelusions and corruption to where I belonghow I wish it was as easy as thisbut I know it's notthere is so much impurity in meso many fearsso many feelingsand too many things I haven't let go ofbut as the days go byI'll face the demons inside meand as the seasons changethis winter will endand when the day comesI'll be ready. بخوانید...
ادامه مطلب
یه ویژگی بارزی همیشه با شخصیت من عجین شده بود و اونم بلند پروازیه. همیشه وقتی عاشق یه چیزی میشم به ته تهش فکر میکنم، به بالاترین نقطه اش و به کمتر از اون راضی نمیشم.از همون بچگی که عاشق نجوم بودم و میخواستم برم ناساتا نوجوونیم که هفته ای ۲۰ تا ۳۰ ساعت با تمرین خودم رو پاره میکردم به امید تیم ملی و طلای جهانیتا الان که تا پام رو هیمالیا نزارم آروم نمیشم. با اقا کاوه که رفته بودیم آهار به سیچال وقتی رو ارتفاع بودیم بهم گفت دخترهای همسن تو دارن الکی واسه خودشون میچرخن و اون وقت تو اینجا واستادی، خیلی اراده میخواد، به خودت افتخار کن.و بهم میگفت شک ندارم تو یه کوهنورد قدر میشی. امیدوارم راست بگه. راستش هیچ وقت از ادم عادی بودن خوشم نمیومد. نه که الکی بخوام خاص باشم ولی زندگی روتین ...
ادامه مطلب
یه ساعت پیش یه خواب خیلی جالب دیدم که یه سری نکته برام داشت. دیگه انقدر نشستم تو ذهنم تفسیرش کردم که خواب از سرم پرید و دیگه کلا غرق فکر و خیال شدم. در نهایت دیگه افکارم هیچ ربطی به خوابم نداشت اما تصمیم گرفتم بیدار شم آخرین فکری که تو سرم گذشت رو اینجا بنویسم و بعد دیگه واقعا بخوابم.بعضی وقت ها وقتی یکی وارد زندگی آدم میشه تازه میفهمه پس یه چیزی تا الان کم بوده. اما ما نمیفهمیدیم چون تا الان نداشتیمش و نمیشناختیمش. قطعا تو زندگی هممون کلی ادم هست و دوستشون داریم اما یه سری ها هستن که با خودمون میگیم جای این تو زندگیم خالی بود. بخوانید...
ادامه مطلب
I jumped in the river, what did I see Black-eyed angels swam with me A moon full of stars and astral cars And all the figures I used to see All my lovers were there with me All my past and futures And we all went to heaven in a little row boat There was nothing to fear and nothing to doubt Radiohead love this song love this band ...
ادامه مطلب
lost in the sky clouds roll by and I roll with them arrows fly seas increase and then fall again this world is spiing around me this world is spiing without me and every day sends future to past ...every breath leaves me one less to my last Dream Theater ...
ادامه مطلب