" For " SH
-
تاریخ: 1401/12/27 ساعت: 23:21
." maybe in another world ".somewhere in the spacetimesomewhere far beyondthere's a paralleled world like ourswith a version of ussitting on the playground's corridorat this very momentholding handsstaring at the midnight sky.there is nothing to fea othing to losenothing to doubtand no goodbyesjust ...
My own kind of grieving
-
تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 15:09
.معمولا در مواجهه با اتفاقات ناگوار زندگیم دو نوع واکنش دارم. خودمم تصمیم نمیگیرم برای کدوم اتفاق کدوم واکنش رو داشته باشم ، سیستم دفاعی مغزم تصمیم میگیره و اجرا میکنه. نوع اول نوع مرسوم غصه خوردن و گریه کردن و غرق شدن تو افکار و احساسات منفیه. این واکنش بیشتر اتفاق میوفته.نوع دوم بی واکنشی محضه. نه...
باد ما را خواهد برد
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 17:46
در شب کوچک من، افسوسباد با برگ درختان میعادی دارددر شب کوچک من دلهرهٔ ویرانیستگوش کنوزش ظلمت را میشنوی؟من غریبانه به این خوشبختی مینگرممن به نومیدی خود معتادمگوش کنوزش ظلمت را میشنوی؟در شب اکنون چیزی میگذردماه سرخست و مشوشو بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن استابرها، همچون انبوه عزادارانلحظه...
nothing to feel
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 17:46
.از دو روز پیش بعد از جلسه ام تو دفتر و درخواستم برای قطع همکاری یه حال عجیبی دارم.انگار یه نوع خلا تو وجودمه.و انگار دچار یه بی تفاوتی خاصی شدم.و حوصله هیچ چیزی رو هم ندارم و گوشیم رو خاموش کردم تا تعاملاتم با ادمها به حداقل برسه.خودمم نمیدونم که چرا؟ خیلی هم فکر کردم چرا اینجوری شدم و به نتیجه ای ...
-
تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 23:03
. من تو را دیدم من روح تو را دیدم همه ی تو را دیدم تاریک ترین وجه وجودت و زیباترین اش .
هیچ چیز ابدی نیست
-
تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 23:03
.هروقت غمگینی و درد داریوقتیه که به چیزایی وابسته شدی که قرار نیست ابدی باشه و این رو یادت رفتهحتی اگر تو این دنیا همیشگی باشه و تا ته مسیر باهات باشه باز هم ابدی نیستچون دنیای اصلیت این نیست و هرچیزی که اینجا برای خودت جمع میکنی قرار نیست تا ابد برای تو باشه. نمیتونه نگهشون داری.یادت میره موقتی این...
a message
-
تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 16:14
. نبرد بود تو رو دیدم انقدر قدرتمند بودی که هیچ موجودی نمیتونست باهات مقابله کنه میدرخشیدی و در چهره ات کوچک ترین اثری از ترس نبود... .
دلگرمی
-
تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 16:14
.مدت ها بود تو تاریکی نشسته بودم و داشتم از خودم قطع امید میکردم، دست منو گرفتی و نور رو بهم نشون دادی. خودم رو به خودم نشون دادی. بهم فهموندی خودم رو دست کم نگیرم حتی اگر پر از اشتباهم. که ناامید نباشم حتی اگر حس میکنم سقوط کردم، که من کلی راه اومدم و هنوز کلی راه در پیشه :). Adblock test (Why?)
سرگردون
-
تاریخ: 1401/8/26 ساعت: 10:38
تو دو سال گذشته هیچ وقت نپرسیدم چراحتی تو پیچیده ترین و سخت ترین شرایطچون همیشه جواب رو میدونستمهمیشه برام واضح و روشن بودهمیشه بهش آگاه میشدماما الان دیگه نمیفهمم چراگیج و سرگردون تو کوچه پس کوچه های ذهنم میگردم دنبال یه جواب، یه اشاره حتییا شاید هم اشاره ها رو میبینم ولی انگار نمیبینمقدرت تشخیص ام...
گره (۲)
-
تاریخ: 1401/8/17 ساعت: 17:32
.تو آرزوته یه تتو آرتیست حرفه ای بشیو من آرزومه به کشورهای شرق آسیا سفر کنم و تو هیمالیا کوهنوردی کنمتو دوست داری با ادمها ارتباط برقرار کنیو من دوست دارم ازشون دور شمتو دوست داری بری جاهای شلوغ و پر ازدحامو من دوست دارم برم جایی که کسی پیدام نکنهتو باهام راجع به گذشته ات و چیزهایی که از دست دادی در...
به خودت بیا
-
تاریخ: 1401/8/2 ساعت: 16:01
.میبینی خودت رو؟میبینی وابستگی هات رو؟غرق در ضعف و ترس شدی. داری تحلیل میری. ذهنت داره نابودت میکنه. هر روز و هر لحظه ات داره تو ترس میگذره. ترس لعنتیت یه لحظه هم رهات نمیکنه. ترس از اشتباه کردن، ترس از دست دادن، ترس از سختی کشیدن. بیدار شو و خودت رو ببین. که داری به چی تبدیل میشی. تو این نیستی. تو ...
Seeking home
-
تاریخ: 1401/8/2 ساعت: 16:01
.I'm getting polluted take me out of heretake me from this realmthis world of lies and darknessdelusions and corruption to where I belonghow I wish it was as easy as thisbut I know it's notthere is so much impurity in meso many fearsso many feelingsand too many things I haven't let go ofbut as the d...
dialogue
-
تاریخ: 1401/6/31 ساعت: 18:39
. sometimes the lights shine just as brightly reflected in the water as they do in the sky ?how am I to know which lights to follow sometimes we ca ot know until we have touched the darkness .
برزخ
-
تاریخ: 1401/6/24 ساعت: 23:55
.نه دوری که منتظرت باشمو نه نزدیک که در آغوشت کشمنه از آن منی که قلبم تسکین گیردو نه از تو بی نصیبم که فراموشت کنمتو در میانه همه چیزی... .محمود درویش. Adblock test (Why?)
Lost
-
تاریخ: 1401/6/24 ساعت: 23:55
. استاد من گم شدم تو افکار و احساسات خودم گم شدم من رو بیدار کن... .
Found
-
تاریخ: 1401/6/24 ساعت: 23:55
. ما از هم گم بودیم به دنبال پرسه های هم تمام خیابان ها را از بر شدیم مگر منزل ما کجاست؟ جز آغوش یکدیگر... . الف آسوده .
25
-
تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 15:11
نمیدونم چرا همیشه روز تولدم افسرده و بدفاز میشم. شاید چون احساس میکنم چون تولدمه حتما باید کار خاصی بکنم و چون نمیکنم، عصبی میشم. از یه تایمی به بعد از ادمها هم فرار میکنم و میرم تو لاک خودم. امروز هم همین کار رو کردم. دیدم حوصله هیچ کی رو ندارم و تنها رفتم آ اس پ ولی بعد یه مدت تنهایی هم عصبیم کرد ...
در رو باز نکن
-
تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 15:11
میدونی؟ادم فکر میکنه دردناک اینه که چیزی که دوست داری رو ازت بگیرناما نه... یه چیز دردناک تر هم هستفرزانه چیزی که دوست داشتی دقیقا جلوته ، جلو چشمتهبهت برگردوندنشو دیگه هیچ مانعی نیستفقط کافیه دستت رو دراز کنی و بگیریشچیزی که میخواستی پشت در واستاده در انتظارتفقط کافیه در رو به روش باز کنیو مال تو م...
Don’t give up
-
تاریخ: 1401/5/1 ساعت: 16:06
برای من تزکیه و کوهنوردی خیلی شبیه هم هستن. وقتی تو کوهم و دهنم داره صاف میشه تو ذهنم به خودم میگم چرا الان اینجایی؟ چرا این کار رو با خودت میکنی؟ تو تختت زیر پتو خوابیده بودی دیگه، چرا این بلا رو سر خودت میاری؟ بعد به خودم میگم دیگه نمیام. اما تا میرسم به قله هر چی سختی بود یادم میره و وقتی میرسم پ...
خاموش کن
-
تاریخ: 1401/5/1 ساعت: 16:06
همیشه ادمها در موضوعات مختلف تحسینت میکنن.و تو به خودت میبالی. اما خیلی وقت ها هم ممکنه رفتار ادمها طبق تصورات و توقعاتت نباشه.و تو ذهنت درگیر میشه.خیلی ادمها ممکنه دوستت داشته باشن.و یه سری ها دوستت نداشته باشن.یا فکر کنی کسی دوستت داره و بعد تصوراتت فرو بریزه.ممکنه کلی موفقیت تو زندگیت داشته باشی....